احساس شکستن
شکست و ناامیدی
شکست و موفقیت

علل موفق نشدن افراد در زندگی

در این مقاله به این موارد می پردازیم :
– چرا من موفق نمی شوم ؟
-نقش آموزش و اقدام در موفقیت
چگونه شکست معلم و یاد دهنده ماست ؟!

چرا من موفق نمی شوم ؟

قطعا همه شکست را تجربه کرده اند اما چرا برخی بعد از مدتی به موفقیت رسیده و برخی با شکستهای متوالی متوقف میشوند ؟
به واقع چرا اینگونه است ؟ و نقش آموزش موفقیت در این بین چیست؟
این سوالی است مکررا از خود میپرسیم که :  چرا من ؟   چرا من موفق نمی شوم ؟  بعد در ذهن خود دهها دلیل برای عدم موفقیت ردیف میکنیم .
اینکه بی عرضه ام .  توان و شخصیت لازم برای موفقیت را ندارم یا من آدمی نیستم که بتونم موفق بشم و ….
این گفتگوهای ذهنی برای همه ما آشناست و اکثریت مردم در مراحلی از زندگی با این افکار درگیر بوده اند اما افراد موفق به خوبی میدانند که این افکار اصالت و واقعیت ندارد چرا که شما هم در زندگی قطعا موفقیتهایی داشته اید در مدرسه در برخی درسها نمرات عالی گرفته اید و یا در اقوام خود به تبحر در کاری معروف شده اید .

خواندن شعر خواجه شیراز – حافظ خالی از لطف نیست . آنجا که از ناکامی ها خود میگوید
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

نقش آموزش و اقدام در موفقیت

نکته مهم بعدی که میخوام بهش اشاره کنم در خصوص نقش آموزش موفقیت و آموختن آن مطالبی است که بدان نیاز داریم.
در واقع زمانی که ما شکست می خوریم دلیلش هر چه که باشد میتوانیم اینگونه بیان کنیم که ما در آن مورد خاص اطلاعات کافی را نداشته ایم و همین کمبود اطلاعات و عدم تسلط به آن حیطه ، موجبات زیان و شکست ما را فراهم آورده است.

اینکه برخی دیگر همان مسیر را رفته به خواسته های خود رسیده اند نشانه همین نکته است .

بعد از شکست و ناکامی،  با گذشت چند روز و گاه چند ساعت میتوانیم به احساسات خود مسلط شویم و در پی آموختن نکاتی میرویم که ندانستن و اجرا نکردن آنها موجبات شکست ما را فراهم کرده بودند . می آموزیم و تجربه میکنیم . آنقدر که یقین کنیم بقدر کافی میدانیم.
بخوانیم شعر ناصر خسرو را در این باب :

بیاموز اگر چند دشوارت آید

که دشوار از آموختن گردد آسان

برای اطمینان ، دانسته هایمان را محک میزنیم تا از درستی آنها مطمئن شویم . اینکار با بکارگیری اطلاعات آموخته شده و یا مشورت گرفتن از حرفه ای تر های آن حوزه امکانپذیر است.

شکست و موفقیت

چگونه شکست ، معلم و یاد دهنده ماست!؟

شکست به ما میگوید که برو و بیشتر یاد بگیر و اجرا کن . شکست را معلم خود قرار دهیم .

این مسیر ممکن است چندین بار تکرار شود و در نهایت ما با آموختن پی در پی و اجرای آموخته ها و اعمال تغییرات لازم به موفقیتی که مدنظر مان است میرسیم .

روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده ای، اما موفق نشده ای، چرا؟ پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهی؟

ادیسون با خونسردی جواب می دهد:«ببخشید آقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام که لامپ چگونه ساخته نمی شود.»

در این پاسخ یک نکته طلایی دیده می شود و آن اینست که با عدم موفقیت ، ادیسون از نظر احساسی همچنان حس خوبی داشته و شکستها را شخصی نکرده و حس خوب خود را با آگاهی حفظ و نگهداری کرده است آن هم بعد ۹۹۹ بار عدم موفقیت .
این نکته موجب تداوم تلاش ما انسانها میشود. ما نیاز به احساس توانمندی داریم و آن را زمانی بدست می آوریم که در حیطه مورد نظرمان تسلط خوبی داشته باشیم .

جمع بندی

آموختن و تجربه کردن موجب ایجاد تسلط بر موضوع مورد نظر ما میشود این تسلط و آگاهی ، حس خوبی به ما میدهد حس توانمندی ، حس اینکه آن کار را عالی انجام میدهیم .
این حس به ما قدرت اقدام و عمل میدهد. اگر به هر دلیل موفق نشدیم نشانه این است که هنوز نکاتی هست که به آنها نیاز داریم .
اگر موفقیت را در آغوش گرفتیم باز نکاتی هست که برای حفظ موفقیت به آنها نیاز داریم .

حس خوب را دنبال کنید ما در اینجا در مورد موفقیت و حس خوب در زندگی صحبت میکنیم .
در زندگی همه ما قله هایی هست که بدنبال فتح آنها هستیم آیا قانون قله ها و پناهگاهها را میدانید . ما در مورد این قانون مقاله ای داریم لطفا از لینک زیر آن را مطالعه بفرمایید .
مقاله قانون قله ها و پناهگاهها

ادیسون و موفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *